خوراک
ارسال ها
دیدگاه ها

بایگانی دسته ای برای 'شیرین‌زبون'

وضو

محمدصدرا رفته دستشویی و بعد از شستن دستش، هیچ‌جوری راضی نمیشه بیاد بیرون و همینطور داره دست و روی خودش و همینطور روشویی رو می‌شوره… بابایی: محمدصدرا بسه دیگه بیا بیرون محمدصدرا: دارم (قوضو) وضو می‌گیرم بابایی: خب دوبار که صورتتو شستی، کافیه دیگه محمدصدرا: خب مخوام دوتا نماز بوخونم !!!!! ما(من و بابایی):

خواندن کامل ارسال »

کلمات کشف شده

اَناری = قناری مثل اناری آواز می‌خوانیم کُشتیبان = پشتیبان کوشاجان! کشتیبانته!! قالانتی = قلمچی!!!

خواندن کامل ارسال »

کلمات کشف نشده(۲)

هیشکیوت (!) «قَلَنْتی» از مصدر «قالانْتْ» الاغه چرا لُغْمِه میری؟ !!! الاغه منو میبری؟؟!! الاغه چرا یورتمه میری؟ یکمی به من سواری می‌دی؟؟ دارم اینو مریضش می‌کنم!! این مریضه دارم معاینه‌ش می‌کنم!!  

خواندن کامل ارسال »

دست مامان-بابا رو ول نکن!!

محمدصدرا رفته دستشویی، (جسارتا) پی‌پی کرده، سیفون میزنم که بره پایین، محمدصدرا: مامان! چرا این با مامان باباش نرفت؟ من:!!!!! محمدصدرا: مامان! چرا این با مامان باباش نرفت؟؟ من: دست مامان باباشو ول کرده، ازشون جدا شده!! پ.ن: ببخشید، خاطره‌هه یکم بی‌ادبی بود! ولی گفتم ثبت بشه برا آینده خودش بخونه شاد بشه!!

خواندن کامل ارسال »

کلمات کشف نشده

هنوز معنی این کلمات کشف نشدن و خود محمدصدرا هم وقتی ما این کلمات رو بکار ببریم می‌خنده… انگار ما رو سر کار گذاشته با این کلمات!! مُسِّق: آقا مسق دارین؟؟ مُفَیلِل: کلا بعد از هر کلمه‌ای ممکنه بیاد و چیزیه شبیه صفت! مثلا…… مامانِ مفیلل… یا کتابِ مفیلل

خواندن کامل ارسال »

ارسال های قدیمی تر »