خروسه
ارسال شده در شعرهای کودکانه،مهدکودک در ۲۹ آذر ۱۳۹۰
صدا میاد تو خونه خروسه داره میخونه قوقولی قوقو خبردار گربه اومد رو دیوار همه برید تو لونه هیچکسی جا نمونه
به خونه نقلی محمدصدرا خوش اومدین
ارسال شده در شعرهای کودکانه،مهدکودک در ۲۹ آذر ۱۳۹۰
صدا میاد تو خونه خروسه داره میخونه قوقولی قوقو خبردار گربه اومد رو دیوار همه برید تو لونه هیچکسی جا نمونه
ارسال شده در شعرهای کودکانه،مهدکودک در ۲۲ مهر ۱۳۹۰
ما کودکانیم، شیرین زبانیم مثل قناری، آواز میخوانیم در مهدکودک، شادیم و خندان چون گل که دارد، جا در گلستان خوبیم و باهوش، حرف میکنیم گوش نمیکنیم ما، هیچی فراموش رفتار ما خوب، گفتار ما خوب باشد همیشه، هرکار ما خوب!
ارسال شده در شعرهای کودکانه،مهدکودک در ۲۲ مهر ۱۳۹۰
سلام سلام، من اومدم دوباره از خواب پا شدم مسواک زدم به دندونام مامان، بابا، سلام سلام سلام به ماه خوشکلم اینجا بیا عزیز دلم بچهی ناز و مهربون خوش اومدی به جمعمون
ارسال شده در شعرهای کودکانه،شیرینزبون در ۲۰ مهر ۱۳۹۰
هیشکیوت (!) «قَلَنْتی» از مصدر «قالانْتْ» الاغه چرا لُغْمِه میری؟ !!! الاغه منو میبری؟؟!! الاغه چرا یورتمه میری؟ یکمی به من سواری میدی؟؟ دارم اینو مریضش میکنم!! این مریضه دارم معاینهش میکنم!!
ارسال شده در پيشرفتها و علاقهمنديها،شعرهای کودکانه،شیرینزبون،نوستالژی در ۲۸ دی ۱۳۸۹
مامان وقتی میخواد واسم کتاب بخونه، اول میگه:: یکی بود، یکی نبود زیر گنبد کبود، توی دنیای بزرگ، غیر از خدای مهربون، هیچکسی تنها نبود خب حالا من خودم هم یاد گرفتم و میخونم::: اکی نبود اکی نبود زیر گمبد ابود تو دنای اشنگ هیچ کسی نبود